آموزش صفر تا صد گیتار کلاسیک و تئوری موسیقی
اجزا گیتار
اجزا گیتار

آموزش صفر تا صد گیتار کلاسیک و تئوری موسیقی

نویسنده : محمد ایزدی

آموزش اجزاء  گیتار :

 

  1. سردسته .

بسته به نوع گیتار ممکن است ۶ یا ۱۲ کوکی داشته باشد . این قسمت جاییست که شما زمان زیادی را برای کوک کردن گیتار خود برا ایجاد صدای دلخواه میکنید.

  1. کوکی ها .

به ازای هر سیم گیتار یک دسته کوک باید وجود داشته باشد .با پیچاندن کوکی هر سیم طول سیم کوتاه یا بلند میشود که باعث تغییر صدای سیم میشود.

  1. تیغه سردسته .

تیغه سردسته برای نگهداشتن و جدا کردن سیم های گیتار از همدیگر به کار میرود.

  1. دسته گیتار .

دسته گیتار شامل فرت ها و فواصل بین آن ها میباشد که به مجموقه آنها Fretboard گفته میشود, که شما اگر راست دست هستید با دست چپ و اگر پئ دست هستید با دست راست باید انگشتان دست خودتان را برروی قسمت های میانی فرت ها قرار دهید.

  1. بدنه گیتار.

بنه گیتار از چوب ساخته میشود. برخی از انواع چوب مورد استفاده در بدنه گیتار چوب قرمز هند، ماهان، سایپرس و… می باشد .اندازه بدنه گیتار بسته به نوع آن مثلا در کلاسیک ها کوچکتر و در مورد گیتارهای آکستیک بزرگتر میباشد.

  1. روزنه صدا.

روزنه صدا جاییست که صدا از آن خارج می شود.

  1. پل .

در انتهای سیم های گیتار پل به همراه یک تیغه سیم های گیتار را نگاه میدارد . زمانی که میخواهید سیم های گیتار را تعویض کنید از سالم بودن و تمیز بودن تیغه و پل اتمینان حاصل فرمائید .

در این مقاله قصد دارم نکات مهم و ضروری برای شروع نواختن گیتار کلاسیک را به صورت جامع و مفید در شش فصل آموزش دهم.

نامگذاری انگشتان دست در گیتار کلاسیک

در گیتار کلاسیک، انگشتان دست چپ شماره گذاری شده اند، در حالی که انگشتان دست راست را با حروف نمایش میدهند.

انگشتان دست چپ:

در دست چپ، انگشتان به ترتیب از ۱ تا ۴ شماره گذاری می شوند:

  • ۱ (اولین انگشت ) = انگشت اشاره .
  • ۲ (دومین انگشت )= انگشت وسط.
  • ۳ (سومین انگشت)= انگشت حلقه.
  • ۴ (چهارمین انگشت)= انگشت کوچک.

 

نوازندگان گیتار کلاسیک از انگلشت شست استفاده نمیکنند بخاطر همین اسمی به آن اختصاص ندادند.

 

انگشتان دست راست:

انگشتان دست راست با حروف نام گذاری می شوند و هر انگشت یک حرف متفاوت برای خود دارد.

  • p (pulgar) = شست
  • i (indice) = انگشت اشاره
  • m (medio) = انگشت وسط
  • a (anillo) = انگشت حلقه

نوازندگان گیتار کلاسیک از انگشت کوچک استفاده نمیکنند بخاطر همین به آن اسمی اختصاص ندادند, ولی در بعضی سبک ها که از انگشت کوچک استفاده می شود آن را با حرف x نشان میدهند.

فصل اول – طرز صحیح گرفتن گیتار کلاسیک

در سبک های مختلف گیتار را به شیوه های متفاوتی گیتار را بدست میگیرند.

پاپ : در سبک پاپ انحنای روی بدنه گیتار را برروی پای راست ( ران پا ) قرار داده و حدالامکان یک زیرپایی زیر پای راست قرار دهید.

کلاسیک : انتهای گیتار را مابین پاها و با تکیه به ران پای راست قرارداده و انحنای بدنه گیتار را روی ران پای چپ بگذارید.حدالامکان یک زیر پایی زیر پای چپ خود قرار دهید.

 

فصل دوم – نامگذاری انگشتان دست چپ و راست و نحوه ضربه زدن به سیم های گیتار

نامگذاری انگشتان دست چپ و راست در گیتار
نامگذاری انگشتان دست چپ و راست در گیتار

دست راست شیوه های متفاوتی برای نواختن دارد که در سبک های متفاوت بکار میروند.

در این مقاله به آموزش دو شیوه اصلی تیراندو (ضربه آزاد) و آپویامدو میپردازم.

آموزش نواختن گیتار به روش های مختلف:

 

۱ : آموزش نواختن گیتار به روش آپویاندو :

آپویاندو یعنی ضربه زدن به صورت تکیه ای.

به این صورت که شما ضربه را به یک سیم وارد می کنید و آن را به ارتعاش در می آورید و پس از آن انگشت را به سیم مجاور تکیه میدهید تا ضربه ی بعدی بخواهد نواخته شود سپس آنرا برمیدارید (همانند راه رفتن).

این روش ضربه زدن صدا را به درون روزنه صدا هدایت می کند و باعث رزنانس ( تشدید ) بیشتر در داخل گیتار می شود.

شیوه نواختن آپویاندو به این صورت می باشد که انگشت شست شما بر روی سیم شش و در مواقعی که میخواهید سیم های بالایی و بم را بنوازید بالا تر از سیم ها با تکیه بر بدنه گیدار قرار می گیرد.

تمامی ضربات به صورت یکی در میان با انگشتان i و m نواخته می شوند.

وضعیت دست :

مفصل بزرگ که عامل اصلی ضربه به شمار می آید باید در امتداد سیم های بم قرار گیرد . برای مثال اگر شما بخواهید سیم اول را بزنید ، مفصل بزرگ باید بالای سیم دوم یا سوم قرار گیرد.

حرکت دست :

اگر چه تمام مفاصل انگشتان حرکت می کنند اما اصلی ترین آن مفصل بزرگ است . این مفصل انگشت را به طرف داخل دست حرکت می دهد .

برای هر ضربه سه اصل کلی وجود دارد :

۱- استیل و قرار گیری دست راست ( آماده سازی ) : در این مبحث، به دنبال پیدا کردن مکان مناسب برای فرود آمدن انگشتان و کم کردن صدای نا خوشایند هستیم .

۲- فشار : در اثر فشاری که به سیم وارد می کنیم سیم کمی جابه جا می شود . هر چه بیشتر سیم را بکشیم ، سیم بیشتر نوسان پیدا می کند و صدای تولید شده افزایش می یابد .

۳- رها سازی : در هنگام رها سازی ، خصوصآ در ضربات آپویاندو ، انگشت به سیم بالایی تکیه می کند ولی تکیه ی ضرباتی که انگشت شست اجرا می کند روی سیم پایین خواهد بود .

 

۲ : آموزش نواختن گیتار به روش تیراندو ( ضربه آزاد ):

 

تیراندو یعنی ضربه زدن به صورت آزاد. تمامی انگشتان باید از مفصل اول تکان داده شوند و کف دست کمی انحنا داشته باشد. انگشت شست ( p ) مخصوص سه سیم بم، انگشت i مخصوص سیم سه، انگشت m مخصوص سیم دو و انگشت a مخصوص نواختن سیم یک می باشد.

انگشتان را از مفصل بزگ خم گرده با ناخن به سیم ضربه زده و به صورت چرخشی به سما درون دست آن را مجددا به روبروی سیم بازمیگردانیم. انگشت شست نیز نباید از مفاصل دیگر خم شود و با خم شدن از مفصل اول کمی سیم را به پائین میکشاند و دوباره به جای اول خود روبروی سیم های بم می ایستد.

ایرادات روش تیراندو

۱- سرعت عمل را در اجرای قطعات پیشرفته میگیرد
۲- انقباضات عضلانی

آموزش تکنیک راسگوآدوی:

۱ : راسگوآدوی انگشت اشاره : انگشت i را جمع می کنیم و همزمان با باز کردن آن به سیم ها به صورت تلنگری ضربه میزنیم.

۲ : راسگوآدوی معمولی : در آن انگشتان دست راست جمع شده و سپس به ترتیب ( e, a, m, i ) روی سیم ها فرو می آیند.

۳ : راتگوآدوی پنج تایی : که مانند راسگوآدوی معمولی استو با این تفاوت که یک ضربه برگشت با انگشت i به آخر آن اضافه می کنیم.

۴: راسگوآدوی سه تایی ( آبانیکو ) : راسگوآدوی سه تایی که توسط انگشت p و انگشت وسط m اجرا میشود در فلامنکو جزٔ پر استفاده ترین تکنیک ها است.

چگونگی اجرا : در ابتدا شست با ضربه زدن رو به بالا تمام سیمهائی را که نت آکورد را تشکیل می دهند را با قدرت به صدا در  می آورده.

پس انگشت وسط با ضربه رو به پایین سیم ها را به صدا در می آورد و در پایان ضربه رو به پایین شست اجرا می گردد.

در این راسگوآدوی باید توجه داشت همه ی ضربات واضح و در زنان معین اجرا شوند.

آموزش ترمولو ( tremolo ) :

ترمولو یکی از تکنیک های تک نوازی گیتار است که در آن صدای گیتار شبیه صدای ۲ ساز بطور همزمان بگوش میرسد. یکی از این ۲ ساز ملودی را با صدای زیر می نوازد . ساز دیگر که با صدای بم اجرا میشود نقش همراهی ریتمیک را بعهده داشته و یا ملودی دیگری را می نوازد.

ترمولو به روش کلاسیک : در این نوع در هر ضرب ۴ نت اجرا می شود، که در شست ابتدا یک نت بم مینوازد ( به روش آپایاندو ) و به دنبال آن ۴ انگشت به ترتیب یک نت زیر را باتکنیک تیراندو بصدا در می آورند.

فصل سوم – حروف الفبای گیتار :

نت الفبای موسیقی می باشد که برای نامگذاری صداها از هفت حرف اصلی استفاده میشود که در ذیل به آنها اشاره می کنم.

آموزش نت موسیقی
خب حالا وقت یادگیری مقدماتی نت خوانی هست.

خطوط حامل:

پنج خط افقی و موازی با فاصله های مساوی است که نت ها را روی آنها و بین آنها قرار می دهیم.

خطوط حامل از پایین به بالا شماره گذاری می شوند.

کلید سل

علامتی است که به عنوان مبدا نامگذاری نت ها، سمت چپ خطوط حامل قرار می گیرد و موقعیت نت ها را مشخص می نماید.

نت ها در خطوط حامل از چپ به راست خوانده می شوند.

آموزش نت خوانی
جایگاه قرارگیری نت ها برروی خطوط حامل:

آموزش قرارگیری نت ها برروی خطوط حامل

معرفی سیم های گیتار:

در شکل زیر ۶ سیم گیتار را با نت های ضربه آزاد آنها مشاهده می کنید.

معرفی سیم های گیتار

 

فصل چهارم – ارزش زمانی نت ها

اشکال متفاوتی از نت ها بخاطر تفاوت میزان کشش یا مدت زمان میرایی آنها که در موسیقی دیرند خوانده میشود بوجود آمده است.

زمانبندی نت های موسیقی

 

و گاهی نیز باید مدت زمانی را سکوت کرد

زمانبندی سکوت در موسیقی

هر گاه جلوی نتی نقطه قرار گیرد به اندازه نصف کشش آن نت به کشش آن اضافه می شود.

خطوط میزان:

خطوطی عمودی برروی خطوط حامل که قطعات موسیقی را به قسمتهای مساوی به اسم میزان تقسیم میکنند.

خطوط میزان

برای تمرین در شکل ذیل چند نتی برروی سیم های اول و دوم قرار داده شده.

شکل دومی تبلچر می باشد که خطوط  سیم های گیتار و اعداد شماره فرتی می باشند که شما باید روی سیم بگیرید.

آموزش نت و تبلچر

 

فصل پنجم – آموزش نت خوانی و گرفتن ضرب:

امیدوارم در هنگام نواختن نت های بالا ضرب آنها را با پا یا مترونوم گرفته باشید.

در شکل پائین نت هایی برای تمرین سیم های ۳ و ۴ نوشته شده اند:

آموزش نواختن سیم ۳و۴ گیتار

به اختلاف زیر بودن و بم بودن صدا ها فاصله گفته می شود که واحد اندازه گیری فاصله پرده می باشد.

تمام نت ها با نت بعدی شان یک پرده فاصله دارند،

غیر از نت می و نت سی، که با نت بعدی شان یعنی فا و دو، نیم پرده فاصله دارند.

دیز #:

سمت چپ یک نت قرار می گیرد و آن نت را نیم پرده زیرتر می کند می برد.

آموزش دیز

مثال آن روی دسته گیتار مشابه شکل زیر می باشد.

آموزش دیز

 

فصل ششم – آموزش نت خوانی گیتار کلاسیک و نواختن یک قطعه تمرینی زیبا

قبل از اینکه بریم سراغ قطعه بهتر است چند علامت دیگر را یاد بگیریم.

خط اتحاد

خطی منحنی است که بین نتهای همنام کشیده می شود و ارزش زمانی نت دوم را به اولی اضافه میکند و نت دوم را به صدا در نمی آوریم.

آموزش خطوط اتحاد

 

علامت پایان قطعه:

خط پایان قطعه

 

علامت تکرار از ابتدای قطعه:

خط تکرار قطعه

علامت تکرار بین دو قسمت:

تکرار بین دو میزان

خب رسیدیم به ملودی که قولشو داده بودم.

نت قطعه الهه ناز:

نت قطعه الهه ناز

نت قطعه الهه ناز

نت قطعه الهه ناز۳

نت قطعه الهه ناز۴

نت قطعه الهه ناز

 

نحوه صحیح انگشت گذاری گیتار

فقط به یاد داشته باشید که آموزش های این مقاله جامع میباشد و شما ممکن است که بنابر تفاوت های بدنی نیاز باشد به صورت دیگری عمل کنید, شما باید آزمایش کنید تا ببینید به چه صورت راحت تر هستید .

پنج نکنه مهم برای نوآموزان گیتار کلاسیک:

  1. مچ دست چپ باید راست باشد و بیش از حد نباید آن را خم کنید.
  2. کف دست و جناغ چپ باید موازی با سیم ها باشد.
  3. انگشت شست دست چپ عمودی و باید پشت انگشت دوم باشد.
  4. انگشتان دست چپ به صورت منحنی و نک انگشتان باید برروی سیم باشد.
  5. انگشتان دست چپ باید نزدیک به فرت بعدی باشد.

 

موقعیت بازوی چپ برای گیتار کلاسیک

  • مطابق با محور x-y نسبت به شانه ها و ستون فقرات وضعیت بدن خود را حفظ کنید.
  • مچ دست چپ شما باید به طور کلی صاف باشد، یا در قوس کم و طبیعی خود باشد.
  • دست چپ صاف و در راستای ساعد باشد. مچ را نچرخانید یا آن را در زاویه ای مقعر یا محدب خم کنید.
  • انگشت شست دست چپ باید کاملا عمودی باشد و آن را نباید خم کنید.
  • شما باید با انگشتان خود از هر ناحیه مفصلی بازی کنید. تاثیر چندانی در نواختن ملودی دارد.

 

تکنیک دست چپ برای گیتار کلاسیک

 

تکنیک دست چپ برای گیتار کلاسیک

تکنیک دست چپ برای گیتار کلاسیک

 

تکنیک دست چپ برای گیتار کلاسیک

 

تکنیک دست چپ برای گیتار کلاسیک

 

جلوگیری از فشار بیش‌از‌حدِ دست چپ در نواختن گیتار کلاسیک

تمرین اسلر که به لگاتو نیز معروف است به این صورت می باشد که هر کجای دسته گیتار را که دوست دارید انتخاب کنید و در دو فرت مجاور با سرعت کم اسلر بزنید. سیم یک تا شش را امتحان کنید. فشار شست به پشت دسته را آروم آروم کم کنید تا بجایی برسد که دیگر آن را بر میدارید و هوا جایگزین می شود. سعی کنید شانه ها منقبض نشده باشند و اگر هم شده اند آن را آرام آرام رها کنید.

 

 

 

انواع فواصل : درست ( perfect )

بزرگ ( major )

کوچک ( minor )

افزونه ( Augmented )

کاسته ( diminished )

مسافت بین فواصل

دوم کوچک : یک نیم پرده.

دوم بزرگ : ۲ نیم پرده.

سوم کوچک: سه نیم پرده.

سوم بزرگ : چهار نیم پرده.

چهارم درست : پنج نیم پرده.

چهارم افزونه یا پنجم کاسته : شش نیم پرده.

پنجم درست : هشت نیم پرده.

ششم کوچک : هشت نیم پرده.

ششم بزرگ : نه نیم پرده.

هفتم کوچک : ده نیم پرده.

هفتم بزرگ : یازده نیم پرده.

هشتم درست ( اکتاو ) : دوازده نیم پرده.

 

تغییرات تمپو : ( tempo )

accelerando : افزایش تدریجی سرعت.

rallentando : کم کردن تدریجی سرعت.

retenuto : کند شدن ناگهانی سرعت.

atempo : بازگشت به سرعت اصلی قطعه.

 

علائم تمپو :

adegio : آهسته.

andante : به سرعت راه روتن معمولی.

allegro : سریع.

moderato : با سرعت معمولی.

presto : ( خیلی سریع ).

 

واژه نامه عبارات موسیقی

a : انگشت حلقه که برای نشان دادن انگشت حلقه در شیوه فینگر پیکینگ استفاده می شود.

Accent : با علامت < نشان داده می شود، برای نشان دادن تأکید روی یک ضرب.

Accidential : علامتی که برای نشان دادن تغییر موقت صدای یک نت بکار می‌رود مثلاً دیز(#) یا بمل. دیز و بمل در سر کلید به عنوان تغییر دهنده محسوب نمی شوند.

Adlib : اجرا کردن قطعه بنا به میل شخصی نوازنده.

Allegro : سریع و شاداب.

Andante : با سرعت.

Additional notes : به نتی گفته می شود که به تنالیته آکورد تعلق نداشته باشد ولی می توان از آن به منظور بداهه نوازی در اکثر آکورد های یک توالی آکورد استفاده کرد، بدون اینکه خارج از تنالیته صدا بدهد.

Anacrusis (آفتاکت) : نت یا نت هایی که از قبل از اولین میزان قطعه قرار دارند که به نت های ضربه بالا معروف هستند.

Arpeggio ( آرپژ ) : نواختن نت های یک آکورد بصورت جدا جدا و پیاپی و منظم.

Bar ( میزان ) : قسمتی از موسیقی که بین دو خط میزان قرار گرفته است.

Barchord ( آکورد باره ) : آکورد یکه با قرار گرفتن یک انگشت روی ۶ سیم گیتار نواخته می شود.

Barline ( خط میزان ) : یک خط عمودی که روی خطوط حامل کشیده شده و قطعه موسیقی را به قسمت های مساوی به نام میزان تقسیم میکند.

Bass ( باس ) : بطور کلی صدا های بم ( مناطق پایین صدا )، روی گیتار سیم های ۴، ۵ و ۶ را سیم های باس می نامند.

BEnd ( بٍند ) : تکنیکی که در آن سیم های گیتار را بوسیله انگشت دست چو به طرف چپ ( یا راست ) کشیده . با عث بالا رفتن صدای نت در حین نواختن می شود.

Blues Scale ( گام بلوز ) : گامی که شامل نت های درجه VII, V, IV, I, v, bV و bIII ماژور نسبی خود می باشند.

Capo ( کاپو ) : وسیله ای که روی دسته گیتار بسته شده و به نوازنده امکان تغییر تنالیته را می دهد، بدون اینکه در فرم گرفتن آکورد ها تغییری ایجاد شود.

Chord ( آکورد ) : نواختن همزمان سه نت یا بیشتر را آکورد می گویند.

Chord Progression ( توالی آکورد ) : نواختن پشت سر هم تعدادی آکورد به عنوان یک بخش موسیقی ( مثلا یک آهنگ ).

Chromatic Scale ( گام کروماتیک ) : گامی که در آن چه در حالت بالارونده و چه در حالت پایین رونده از فواصل نیم پرده استفاده می شود.

مثلا گام کروماتیک دو :

بالا رونده :

C, C#, D, D#, E, F, F#, G, G#, A, A#, B, C

پایین رونده :

C, B, Bb, A, Ab, G, Gb, F, E, Eb, D, Db,C

Clef ( کلید ) : علامتی که در ابتدای هر خط حامل قرار می گیرد و تعیین کننده محل قرار گیری یک نت مشخص روی حامل است و بدین ترتیب جای بقیه نت ها را روی حامل مشخص می کند.

Cliches ( کلیشه ) : جمله های کوچک موسیقی که اغلب مورد استفاده قرار میگیرند.

Coda ( کُدا ) : قسمت پایانی یک قطعه که با علامت نشان داده می شود.

Common Time ( میزان متداول ) : معادل دیگر میزان ۴/۴ که در هر میزان آن چهار ضرب نت سیاه وجود دارد.

Compound Time ( میزان ترکیبی ) : میزانی که هر واحد ضرب آن یک من نقطه دار بوده و قالبل تقسیم به سه می باشد مثل:

۸/۱۲ – ۸/۹ – ۸/۶

D.C.alfine ( داکاپو آل فینه ) : یک عبارت موسیقی به معنی تکرار قطعه از ابتدا تا کلمه fine .

Dot ( نقطه ) : علامتی که بعد از نت قرار گرفته و به اندازه ی نصف به ارزش زمانی آن نت اضافه می کند.

Double Bar Line ( دو لا خط پایان ) : ۲ خط عمودی نزدیک به هم که نشان دهنده پایان قطعه یا پایان قسمت مهمی از آن می باشد.

Double Flat ( دوبل بمل ) : علامت ( bb ) که صدای نت را یک پرده پایین می آورد.

Double sharp ( دوبل دیز ) : صدای نت را یک پرده بالا می برد.

Duration ( دیرند ) : ارزش زمانی هر نت یا ضربه ریتم.

Dynamics ( شدت ) : تعیین میزان شدت ضعف ( piano ) و قدرت ( Forte ) در موسیقی .

Eighthnote ( نت چنگ ) : نتی که نصف ارزش یک ضرب ( نیم ضرب ) در میزان ۴/۴ را دارد.

Enharmonic ( آنهارمونیک ) : به دو نت غیر هم نام ولی هم صدا آنهارمونیک گفته می شود. مثلا فا دیز و سل بمل.

Fermate ( فرماتا ) : علامتی که برای توقف روی یک نت یا آکورد به مدت زمانی دلخواه نوازنده مورد استفاده قرار می گیرد و  به آ» علامت توقف نیز گفته می شود.

Flat ( بمل ) : علامتی ( b ) که برای پایین آوردن صدای نت به اندازه ی نیم پرده مورد استفاده قرار می گیرد.

Form ( فرم ) : نقشه یا ساخفورتهتار یک آهنگ با توجه به قسمت های تشکیل دهنده آن، مثلا فرم باینری شامل قسمت A و یک قسمت B می باشد. قسمت های A و B قسمت های verse یا chorus دو قطعه مثال هایی از فرم قطعه می باشند.

Forte ( فورته ) : قوی، با علامت F نشان داده می شود.

Freestroke ( ضربه آزاد ) : نوعی تکنیک بکار رفته در فینگر پیکینگ که انگشت پس از ضربه به سیم روی سیم دیگر تکیه داده نمی شود.

Half note ( نت سفید ) : نتی با ارزش زمانی دو ضرب در میزان ۴/۴ که به صورت d نمایش داده می شود. ضربه مضراب معادل با نت سفید اینگونه موشته می شود. v12 سکوت سفید نشان دهنده دو ضرب سکوت بوده و روی خط سوم نمایش داده می شود.

Hammer on : بصدا در آوردن یک نتَ تنها با استفاده از انگشتان دست چپ.

Harmonics ( هارمونیک ) : نوعی فلاژوله صوتی که با لمس کردن آرام سیم های گیتار در نقاط خاصی از فینگر بورد ایجاد می شود.

Harmony ( هارمونی ) : صدا دهی همزمان ۲ نت یا بیشتر.

Improvise ( بداهه نوازی ) : اجرا کردن بداهه و خود انگیخته.

Interval ( فاصله ) : فاصله میان ۲ نت با صدای متفاوت.

Key  ( تنالیته ) : تنالیته نشان دهنده نت های گام ماژور یا مینوری است که از آنها در قطعه موسیقی استفاده شده، مثلا در یک قطعه در تنالیته دو ماژور یعنی اینکه ملودی ها، آکورد ها و قطعه ها شامل نت های دو، ر، می، فا، سل، لا و سی هستند. به عبارت دیگر شامل نت های گام دو ماژور می باشند.

Key signiture ( علامت سرکلید ) : علامتی که در ابتدای هر خط حامل بعد از کلید سل قرار گرفته و نشان دهنده تنالیته قطعه است.

این علامت شامل تعداد معین علامت های دیز یا بمل است که معرف نت های دیز یا بمل گام مربوط به تنالیته قطعه می باشد.

Lead ( لید ) : نواختن نت های تنها به عنوان یک سولوی لید یا یک خط ملودی.

Leger tines ( خط های کمکی ) : خط های کوچک افقی که نت های بالاتر و پایین تر از محدوده حامل به کمک آنها نمایش داده می شوند.

Legato ( لگاتو ) : متصل و پیوسته.

Lyric ( لیریک ) : کلماتی که با یک ملودی خوانده می شوند.

m – انگشت میانه، علامتی که برای نشان دادن انگشت میانه در شیوه نواختن فینگر پیکینگ گیتار بکار می رود.

major pentatonic scale ( گام پنتاتونیک ماژور ) : گام پنج نتی بر اساس الگوی پرده، پرده، یک و نیم پرده، پرده، یک و نیم پرده.

melody ( ملودی ) : تسلسل تعدادی نت با ارزش زمانی و صداهای متفاوت که هر یک ایده موزیکال قابل شناسایی را ایجاد می کنند.

 

 

metronome ( مترونوم ) : وسیله ای که نشان دهنده تعداد ضرب ها در واحد هر دقیقه است و می توان آنرا بر اساس تمپو مورد نظر تنظیم کرد.

minor pentatonic ( گام پنتاتونیک مینور ) : گام پنج نتی بر اساس یک و نیم پرده، پرده، پرده، یک و نیم پرده و پرده .

mode ( مد ) : یک الگوی گام مثلا نواختن نت های گام دوو مازور ولی با شروع و خاتمه نت ر که به آن دورین گفته می شود.

moderato ( مدراتو ) : با سرعت معتدل.

modulation ( مدولاسیون ) : تغییر تنالیته در یک آهنگ ( یا یک توالی آکورد ).

natural ( بکار ) : علامتی که برا خنثی کردن تاثیر علامت دیز یا بمل یکار میرود. این عبارت برای نامگذاری نت ها در حالت طبیعی نیز به کار میروند.

notation ( نت نگاری ) : ثبت کردن موسیقی بر روی کاغذ بوسیله نت ها و علامت ها ( موسیقی روی حامل )  حروف ( برای نشان دادن آکورد ها و اسم نت ها و .. ) و نمودار ها ( نمودار های یک آکورد ) .

note ( نت ) : یک صدای تنها با ارزش زمانی و ارتفاع مشخص.

octave ( اکتاو ) : فاصله ی بین ۲ نت هم نام که دارای فرکانس متفاوت باشند. در حقیقت فرکانس نت زیر تر ۲ برابر نت بم تر است.

open chord ( آکورد دست باز ) : آکوردی که حداقل یک نت آن بوسیله ی سیم دست باز نواخته می شود.

passingnote ( نت گذر ) : نت متصل کننده دو نت ملودی که فاصله ی سوم یا کمتر دارند. نت گذر معمولا روی ضرب ضعیق میزان آورده میشود.

phrase ( عبارت ) : گروه کوچکی از نت ها که تشکیل یک واحد قابل تشخیص را در یک ملودی می دهند.

pitch ( ارتفاع صدا ) : صدای تولید شده توسط یک نت که بر اساس فرکانس معینی که همان تعداد ارزش های سیم است مشخص می شود. به زیر و بمی ارتفاع یک نت گفته میشود.

pivot finger ( انگشت ثابت ) : انگشتی که وقتی انگشتان دیگر در هنگام تعویش آکورد حرکت میکنند در جای خود ثابت باقی می ماند.

pletrum ( پلکتروم ) : یک جسم کوچک که از پلاستیک ساخته شده و برای به صدا در آوردن سیم های گیتار مورد استفاده قرار می گیرد.

position ( پوزیسیون ) : عبارتی که برای توصیف محل قرار گیری دست جپ روی فینگر بورد بکار می رود.

پوزیسیون دست چپ همان فرتی است که انگشت اول ما روی آن قرار دارد. مثلا پوزیسیون اول یعنی فرت های اول تا چهارم گیتار. پوزیسیون سوم یعنی فرت های سون تا ششم گیتار.

quartar note ( نت سیاه ) : یک نت با ارزش زمانی یک ضرب در میزان ۴/۴ می باشد.

Relative ( نسبی ) : عبارتی که برای توصیف رابطه یک تنالیته ماژور یا مینور که دارای علامت سرکلید مشترک هستند بکار میرود. مثلا سل ماژور و می مینور تنالیته های نسبی هستند و علامت سرکلید هر دو فا دیز می باشد.

repeat signs ( علامت برگشت ) : علامتی است که در موسیقی برای نشان دادن تکرار یک قسمت از قطعه بکار میرود.

بوسیله قراردادن دو نت قبل از دولا خط نشان داده می شود.

Reset ( سکوت ) : نت نگاری مدت زمان مشخص شده سکوت در موسیقی.

Rest stroke ( ضربه تکیه ) : نوعی ضربه که در آن انگشت بعد از ضربه زدن به سیم روی سیم بعدی تکیه داده می شود.

Riff ( ریف ) : الگویی از نت ها که در طول یک توالی آکورد  نکرار می شوند.

Root note ( نت پایه ) : نتی که بر مبنای آن یک گام یا آکورد نام گذاری می شود.

Scate tone chords  ( آکورد های اصلی گام ) : آکورد هایی که روی یکی از نت های گام ساخته میشود.

Semitone ( نیم پرده  ) : کوچک ترین واحد فاصله موسیقی در موسیقی متداول روی گیتار نیم پرده فاصله یک فرت قبلی خود است.

sharp ( دیز ) : علامتی ( # ) است که صدای نت را نیم پرده بالا میبرد.

simple time ( میزان ساده ) : میزانی که واحد ضرب آن یک نت غیر نقطه داراست و می توان آن را به دو تقسیم کرد.

slide ( اسلاید ) : تکنیکی که در آن انگشت در طول سیم حرکت کرده و به نت جدید می رسد.

فشار انگشت روی سیم حفظ شده و باعث ایجاد یک صدای ممتد در حین رفتن به سمت نت جدید می شود.

Slur ( اسلر ) : به صدا در آوردن یک نت تنها با استفاده از انگشتان دست چپ ( در حالت بالا رونده hammer on هم گفته میشود ) در حالت پایین رونده به آن pull off گفته می شود.

staccato ( استکاتو ) : کوتاع و مقطع نواختن نت ها. این تکنیک با قرار گرفتن نقطه در بالای نت یا علامت مضراب نمایش داده می شود.

staff ( حامل ) : پنج خط افقی موازی که چهار فضای خالی در میان آنها وجود دارد و موسیقی برروی آنها نوشته می شود.

tablature ( تبلچر ) : نوعی سیستم نگارشی موسیقی که در آن محلی که انگشتان نوازنده باید قار بگیرد نشان داده می شود. مودارد آکورد در واقع نوعی تبلچر است.

Tempo ( تمپو ) : سرعت نواختن یک قطعه موسیقی.

tie ( خط اتحاد ) : یک خط منحنی که ۲ نت هم نام ( یا بیشتر ) را به یکدیگر وصل میکند و بدین ترتیب نت دوم نواخته نشده ولی ارزش زمانی آن به نت اول اضافه می گرد.

timbre ( تمبر صوتی ) : کیفیتی از صدا که بر اساس آن صدای نتی که برروی یک ساز نواخته می شود با صدای همان نت بر روی ساز دیگر متفاوت است.

مثلا میلن و فلوت متفاوت است.

time signature ( کسر میزان ) : علامتی که در ابتدای یک قطعه قرار داده می شود.

بوسیله آن تعداد ضرب ها در هر میزان ( عدد بالایی ) و نت معادل هر ضرب ( عدد پایینی ) مشخص می گردد.

tone ( پرده ) : فاصله دو فرت روی گیتار به عبارت دیگر مجموع دو نیم پرده.

transposision ( انتقال ) : به عمل تغییر دادن کامل تنالیته یک قطعه ی موسیقی گفته می شود.

treble ( تربل ) : بطور عمومی ناحیه بالای صوت در موسیقی ( صداهای زیر ) .

treble clef ( کلید سل ) : علامتی که در ابتدای هر خط حامل قرار گرفته تا ارتفاع صوتی هر نت را مشخص کند.

tremolo ( ترمولو ) : تکنیکی که شامل حرکت سزیع مضراب روی یک نت ثابت کی باشد.

triplet ( تریوله ) : گروه سه تایی از نت ها که ارزش زمانی معادل دو نت مشابه نواخته می شود.

vibrato ( ویبراتو ) : تکنیکی که سیم را با انگشت درست چپ بالا و پایین می کشیم/

Whole note ( نت گرد ) : نتی که ارزش زمانی معادل چهار ضرب در میزان ۴/۴ دارد.

 


 

نویسنده : محمد ایزدی

خرید گیتار

راهنمای خرید گیتار

آکورد های گیتار

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *